صراط نور

دانلود مطالب مذهبی و مهدوی

در آستانه ماه مبارک رمضان

مـاه مبارک رمضان بزرگترین ماه خداست که توصیف آن در کلام مبـارک رسول خدا (صلّی‌ الله ‌علیه و آله) در مفاتیح الجنان چنین آمده است: شیخ صدوق(رحمة الله علیه) به سند معتبر  از حضرت امـام رضا (علیه‌ السّلام) و او از پـدران بـزرگـوار خـود، از حـضرت امیـرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) روایت کرده که فرمود : برای ما روزی حضرت رسول خدا (صلّی‌ الله ‌علیه و آله) برای ما خطبه‌ای خواند پس فرمود : « ایُّهَا النّاس به درستی که رو کرده است به سوی شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش، ماهی که نزد خدا بهترین ماهها است و روزهایش بهترین روزها است و شبهایش بهترین شبها است و ساعتهایش بهترین ساعتها است و آن ماهیست که خوانده‌اند شما را در آن به سوی ضیافت خدا و گردیده‌اید در آن از اهل کرامت خدا، نَفَسهای شما در آن ثواب تسبیح، و خواب شما ثواب عبادت دارد، و عملهای شما در آن مقبول و دعاهای شما در آن مستجاب است، پس سؤال کنید از پروردگار خود به نیّتهای درست و دلهای پاکیزه از گناهان و صفات رذیله، که توفیق دهد شما را برای روزه داشتن آن و تلاوت کردن قرآن در آن. به درستی که شقّی و بد عاقبت کسی است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم ...».

خوشا به حال کسانی که با خود سازی و پاک نمودن خود از صفات رذیله در ماه‌های رجب و شعبان لیاقت نشستن بر سر سفره‌ی رحمت خدا را پیدا کرده و خداوند آنها را به این میهمانی دعوت نموده و روزه‌ی آنها فقط تشنگی و گرسنگی کشیدن نیست بلکه تمام توجهشان به خداست، و هر لحظه منتظرند که سر این سفره پذیرایی معنوی دیگری از آنها بشود، و از وجود پر برکت امام زمان خویش، بهره مند گردند، پس بیاییم ما هم همنوا با اولیاء خدا در این ماه تمام توجّهمان را به کسب رضایت میزبان در سر این سفره معطوف داریم.

اما وقایع مهمی نیز در این ماه اتفاق افتاده که اهمّیت این ماه را بیشتر می‌نماید:

1 رمضان، وفات نائب اوّل امام عصر (ارواحنا فداه) جناب عثمان بن سعید (رحمة الله علیه).

3 رمضان، وفات یار وفادار امام زمان (ارواحنا فداه) جناب شیخ مفید (رحمة الله علیه).

8 رمضان، ولادت حضرت مریم (علیها السّلام)

10 رمضان، وفات حضرت خدیجه (علیها السّلام)

12 رمضان، بسته شدن عقد اخوّت میان پیامبر و علی (صلّی‌ الله علیهما و آلهما) و نیز بین اصحاب با یکدیگر.

15 رمضان، ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(علیه‌ السّلام)

شب 17رمضان، شب معراج رسول(صلّی‌ ‌الله‌ علیه و آله) (یکی از معراج‌های پیامبر(صلّی‌ ‌الله‌ علیه و آله) )

شب 19 رمضان، ضربت خوردن حضرت علی(علیه‌ السّلام) و شب احیاء و عبادت و احتمال شب قدر.

شب 21 رمضان، شهادت حضرت علی(علیه‌ السّلام) و شب احیاء و احتمال شب قدر

شب 23 رمضان، شب احیاء و احتمال شب قدر بودن این شب بیشتر است

اعمال این ماه نیز مانند دو ماه گذشته مشترکه است و مخصوصه. که به مخصوصات آن در روزهای خاص آنها اشاره‌ای خواهیم نمود وجهت انجام مشترکات به مفاتیح الجنان رجوع شود.

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

آیات نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِم أَعمَالُهُم کَرَمَادٍ اشتَدَّت بِهِ الرَّیحُ قِی یَومٍ عَاصِفٍ لّاَ یَقدِروُنَ مِمُّا کَسَبُوا عَلَی شَیءٍ ذالِکَ هُوَ الضَّلالُ البَعِیدُ.( سوره ی مبارکه ابراهیم/آیه ی شریفه ی 18)

اعمال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است بر تندباد در یک روز طوفانی، آنها توانایی ندارند کمترین چیزی از آنچه را انج ام داده اند به دست آورند و این گمراهی دور و دراز است.

إنَّ اللَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَ استَکبَرُوا عَنهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُم أبوَابُ السّمَاءِ وَ لاَ یَدخُلُونَ الجَنَّةَ حَتَّی یَلِجَ الجَمَلُ فِی سَمِّ الخِیَاطِ وَ کَذالِکَ نَجزِی المُجرِمِینَ.( سوره مبارکه اعراف/آیه شریفه 40)

آنها که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبّر ورزیدند، درهای آسمان به رویشان گشوده نمی شود و (هیچ گاه) داخل بهشت نمی شوند مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن خساطی بگذرد! این چنین گنهکاران را جزا می دهیم.

لَهُ دَعوَةٌ الحَقِّ وَ الَّذِینَ یَدعسونَ مِن دُونِهِ لاَ یَستَجِیبُونَ لَهُم بِشَیءٍ إِلَّا کَبَاسِطِ کَفَّیهِ إِلَی المُاءِ لِیَبلُغَ فَاهُ وَ مَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَ مَا دُعَاءُ الکَافِرِینَ إلَّا فِی ضَلَالٍ. (سوره مبارکه رعد/ آیه شریفه 14)

دعوت حق برای اوست. و کسانی که (مشرکان) جز او می خوانند، هیچ جوابی به آنان نمی دهند. مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آب بگشاید تا (آب) به دهانش برسد، در حالی که (آب) به (دهان) او نخواهد رسید و دعای کافران جز بر هد نباشد.

قُل أَنَدعُوا مِن دُونِ اللهِ مَا لَا یَنفَعُنَا وَ لَا یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَی أَعقَابِنَا بَعدَ إذ هَدَانَا اللهُ کَالَّذِی ستَهوَتهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرضِ حَیرَانَ لَهُ أَصحَابٌ یَدعُونَهُ إِلَی الهُدَی ائتِنَا قُل إنَّ هُدَی اللهِ هُوَ الهُدَی وَ أُمِرنَا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العَالَمیِنَ. ( سوره مبارکه انعام/آیه شریفه71)

بگو آیا چیزی غیر از خدا بخوانیم که نه سودی به حال ما دارد نه زیانی و (به این ترتیب) بازگشت به عقب کنیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده، همانند کسی که بر اثر وسوسه های شیطان راه را گم کرده و سرگردان مانده، در حالی که یارانی هم دارد که او را به هدایت دعوت می کنند که به سوی ما بیا، بگو هدایت تنها هدایت خداوند است و ما دستور داریم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم.

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

تلنگر(ویژه ماه مبارک رمضان)

آیا آماده ی رمضان شده ایم – مگر به میهمانی نمی رویم- مگر ماه رمضان ماه ضیافة الله (ماه میهمانی خدای مهربان) نیست؟

آیا لباس خود را تمیز کرده ایم؟ آیا لباس تقوی پوشیده ایم؟ (تقوی همان قدرت نگهدارنده و ترمز برای روح است) چرا در مسائل معنوی فکرمان کمتر کار می کند؟ چرا فقط ظاهر را می بینیم و بس – گرسنگی، تشنگی، افطار، سخری، استراحت، میهمانی رفتن- همین و بس...

باید به فکر تغذیه روح بود – روح هم مثل بدن غذا می خواهد، آب می خواهد، هوا می خواهد، استراحت هم می خواهد-.

آیا فکر کرده اید برای روح هر کدام از اینها حیاتی است و زندگی روح بدون حتّی یکی از آنها امکان پذیر نیست و ممکن است روحمان بمیرد و فقط جسممان به زندگی ظاهری ادامه دهد.

مهمترین چیزها برای روح:

غذای روح: علوم حقیقی و درک حقایق

آب برای روح: حکمت (قران و روایات معصومین علیهم السلام)

هوا برای روح: ولایت (قبول ولایت واقعی)

استراحت روح: مناجات و نجوا با خدای متعال، تفکر در قرآن، تفکر در آفاق (مخلوقات) و انفس (در وجود خود)، کسب علم از علمای دینی پاک، خواندن روایات صحیح، نمازها، دعاها، ذکرهای صحیح، مناجات، درد دل با خدای محبوب، حتّی بهترین و مفیدترین چیز در شب قدر، مباحثه ی مطالب علمی است.

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

شعر در مورد شب قدر

من علیِ عالیِ روحانیم

عبد خدایِ حی و سبحانیم

آینه ی لطفِ خدایی منم

در همه اوصاف خدا فانیم

غیر خدا نیست مرا بر زبان

در ره این مسئله قربانیم

همره حق هستم و حق با من است

در ره حق خنجر برّانیم

وقت دفاع از شرف و دین حق

شیر خداوند به تنهاییم

ذکرِ سَلونیِ من است جاودان

چون که به حق عالمِ ربّانیم

لیله ی قدرم بخدا شیعیان

معنی هر آیه ی قرآنیم

دوزخ و فردوس و همه کائنات

جمله ز الطاف خدا بانیم

حاجت خود را فقط از ما بخواه

واسطه ی رحمت رحمانیم

پیش خدا کرد مرا رو سفید

زخمِ عدو بر سر و پیشانیم

شیعه تویی آبرویم در جهان

سعی نما تا که نرنجانیم

یا علی «انوار» گدای شماست

یک نظر از لطف کن ارزانیم

دیوان انوار، سیّد بهاءالدین انوار جزایری

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

تشرف (حکایت علما)

حکایت تشرف امین الواعظین اردبیلی دراثناء دعای سمات خدمت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

مرحوم علامه نهاوندی نقل کرده خطیب بارع " حاج میرزا حسن "   ملقب به " امین الواعظین اردبیلی " نزیل " تبریز " در " نجف اشرف " روز دوشنبه ، پنجم ماه صفر ، سنۀ 1358 هجری قمری فرمودند :

مشاهده مشرفه " عراق " را در سنۀ 1343 زیارت کردم و نهایت مقصد و حاجتم در این اماکن ، تشرف به خدمت حضرت ولی عصر – ارواحنا فداه - بود و مرتب به زیارت مراقد مطهرۀ " نجف اشرف " و " کربلا " و مساجد از جمله : مسجد " سهله " و " کاظمین " مشرف می شدم .

بعد از غسل روزهای جمعه و ادای فریضۀ ظهر و عصر ، در حرم مطهر برای انجام مستحبات روز جمعه تا وقت نماز مغرب و عشا      می ماندم و بعد از حرم مطهر بیرون می آمدم .

در روز جمعه ای به حرم مطهر جوادین – علیهما السلام – مشرف شدم و بالای سر حضرت جواد – علیه السلام – نشستم و مشغول قرائت شدم تا وقت دعای سمات ( که ساعت آخر روز جمعه است ) رسید .

جمعیت زیادی اجتماع کرد ه بودند ،‌ یک ربع به مغرب مانده بود ،‌ با عجله مشغول خواندن دعای سمات شدم ، ناگهان دیدم کنار من مردی زیبا ، معمم به عمامه سفید با محاسن سیاه ،‌ با قامتی متوسط ، که بر گونه راستش خالی بود ، در نزد من نشسته و به دعا خواندن من گوش می دهد و اغلاطی را که داشتم گوشزد می کند ، از جمله اینکه ، من خواندم :

" و اذا دعیت به علی العسر للیسر تیسرت " .

فرمود : چرا فعل را مؤنث می خوانی و حال آنکه در فاعل تأنیثی نیست .

گفتم : بخاطر رعایت هماهنگی با قبل و بعدش ، چون افعال در آنها مؤنث است .

فرمود : این مطلب غلط است . پس گفت : مقصود ایراد به تو نیست ، خواستم بدانی ، چون تو از اهل علمی .

از او تشکر کردم. ناگاه بلند شد ، در قلبم افتاد که : این از شخص با چنین اوصاف کیست و چگونه با این تنگی مکان ، نزد من نشست ؟ دعا را رها کرده به دنبالش جستجوکردم و دیگر او را پیدا نکردم . بقیۀ دعا را خواندم و هر وقت به یاد این مطلب می افتادم آه می کشیدم ، تا به وطن برگشتم و این مطلب را فراموش کرده بودم .

بعد از سه سال ،‌ شبی در عالم رؤیا دیدم که به حرم مطهر " کاظمین "   – علیهما السلام – مشرفم و حضرت جواد – علیه السلام – نشسته و من از آن حضرت سؤالات مشکلم را که فراموش کرده ام ، و از جمله عرض کردم که : من همیشه درمشاهد مشرفه می خواستم که به شرف دیدار ولی عصر (عج) مشرف شوم و دعای من مستجاب نشد .

فرمودند : تو دو مرتبه آن حضرت را دیدی ، مرتبۀ اول در سفرهایت به مشاهد مشرفه در راه سامره ،‌ مرتبه دیگر در حرم " کاظمین " وقتی که بالاسر نشسته بودی و دعای سمات می خواندی . آن شخص که نزد تو نشسته بود و در جمله ای که می خواندی : " و اذا دعیت به علی العسر للیسر تیسرت ". به تو فرمود : چرا فعل را مؤنث می خوانی و حال آنکه در فاعل آن تأنیثی نیست ، آن امام زمانت بود .

پس از خواب بیدار شدم .

نویسنده گوید : در شرح حال مرحوم آیة الله " میر جهانی " نیز دیدم که وقتی دعای ندبه را در سرداب مقدس می خواندند ، رسیدند به این جمله : " و عرجت بروحه الی سماتک " . ناگاه دیدند آقایی که آنجا نشسته ، فرمود : این عبارت از ما نیست ، " وعرجت به الی سماتک " . صحیح است.

 

                                  کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج) جلد دوم ص121

 

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

وارونه ها و خرافات(ویژه ماه مبارک رمضان)

چرا على   علیه‏السلام را به مسجد بردند؟

آنها تمام تلاش خود را کردند تا حقیقت را کتمان کنند، علّت بردن حضرت
على
   علیه‏السلام به مسجد نیز همین بود. زیرا با مرورى ساده به تاریخ خواهیم دید که حقّانیت و امامت و وصایت آن حضرت براى هیچ کس قابل اغماض نبود. زیرا همه
مکرر دیده بودند که پیامبر، آن حضرت را به عنوان خلیفه و امام پس از خود معرّفى
نموده‏اند و به همین جهت کسى نمى‏توانست به راحتى جاى آن حضرت را غصب
نماید، لذا تصمیم گرفتند شورایى تشکیل دهند و جمعى به شور و مشورت نشسته
و خلیفه‏اى را انتخاب کنند و به خاطر اینکه مردم اعتراضى نکنند تصمیم گرفتند که
خود مولا على
   علیه‏السلام را هم براى بیعت به مسجد بیاورند تا دیگر حرفى باقى نماند.
یعنى به طور طبیعى هر کس بخواهد اعتراض کند به او جواب مى‏دهند که خود
حضرت على
   علیه‏السلام هم با این کار موافق بوده و بیعت نموده است. تنها یک مشکل
باقى مانده بود و آن هم این بود که حضرت على
   علیه‏السلام هیچ گاه حاضر به بیعت کردن
نمى‏شد که در اینجا تصمیم گرفتند هر طور شده ولو به زور آن حضرت را براى
بیعت با خلیفه به مسجد بیاورند...

و سرانجام آن مولایى که پیامبراکرم   صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درباره او فرمود: «أنا مدینة العلم و علىٌ
بابها»
مجبور شد براى حفظ اسلام سکوت کند تا جایى که حتّى درب خانه‏اش را
شکستند یعنى درب خانه علم و معرفت را شکستند و قلب همسرش را که سرور
زنان عالم است آزردند و او را بیست و پنج سال خانه‏نشین کردند. آنها درب خانه
کوثر پیامبر
   علیهاالسلام را آتش زدند و با این کار خواستند که از همان ابتدا جلوى آب حیات
مسلمین سد بزنند و باب علم و معرفت و دانش را مسدود نمایند. آنها مى‏خواستند
مردم از راهى که باید به شهر حکمت و دانایى برسند غافل شده و در حصار جهل و
نادانى خویش دست و پا بزنند. و اینجا بود که بزرگترین خیانت به اسلام و مسلمین
صورت گرفت. زیرا حضرت على
   علیه‏السلام در آن پنج سالى که حکومت را رسماً به دست
گرفت با اینکه در آن مدّت کوتاه نیز با مشکلات مختلفى همچون جنگهاى داخلى و خارجى روبرو بود، امّا کارى کرد که سخنان گهربارش حتّى در زمان ما در تمام جهان
پرتوافشانى مى‏کند و همه را به سوى حقایق هدایت مى‏نماید. این اثر پنج سال
حکومت آن حضرت است، حال شما تصوّر کنید اگر مى‏گذاشتند آن بیست و پنج
سال را نیز حضرت حکومت کند ببینید در کره زمین چه تحوّلى رخ مى‏داد و لذا این
بزرگترین خیانت بود که درب علم و دانش به روى مردم دنیا بسته شود و علاوه بر
آن اختلافات و انحرافات فراوانى در میان مسلمین پدید آید.

وارونه ها و خرافات در آخرالزمان، ابوالفضل سبزی

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

شعر در مورد شهادت امیر المومنین (علیه السلام)

 

دیشب سحر را باب محنت باز گردید

سوزو گداز مرغ شب آغاز گردید

دیشب درون سفره ی شب زنده داران

غم بود و ماتم بودو رنج و دردو حرمان

دیشب به منبر راز دل محراب می گفت

از صبح خونین گل مهتاب می گفت

دیشب درو دیوار کوفه داد میزد

فریاد از بی رحمی بیداد میزد

دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد

آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد

دیشب فضا را غرق سوزو ساز می کرد

گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد

دیشب قرارش همعنان درد می شد

رخساره ی با خون خزابش زرد می شد

دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد

بر صورت خونین بابا بوس می زد

دیشب حسینش همچو باران اشک می ریخت

کز اشک او از چشم گردون رشگ می ریخت

دیشب به فکر میزبانی بود کلثوم

یادآور آن میهمانی بود کلثوم

دیشب به پشت پرده زینب زار می زد

از فرط غم سر بر درو دیوار می زد

دیشب فضا بوی گل مهتاب می داد

گویی که سقایی به ساقی آب می داد

دیشب اجل آهنگ سازو برگ می زد

پرونده ای را مُهر سرخ مرگ می زد

دیشب علی عزم دیار یار می کرد

عزم جدایی از درو دیوار می کرد

دیشب علی با فرق تا ابرو شکسته

می رفت نزد همسر پهلو شکسته

گلواژه های عشق، حسن ژولیده نیشابوری

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

شعر در خصوص فرا رسیدن ماه رمضان

رمزها در رمضان است، خدا می داند

برتر از فهم و گمان است، خدا میداند

لیلة االقدر، کدامین شب این ماه خداست؟

چه شبی بهتر از آن است؟ خدا می داند

هر شبی توبه کنیم از گنه و پاک شویم

لیلة القدر، همان است، خدا می داند

موسم بندگی چشم و زبان و گوش است

نه همین صوم دهان است، خدا می داند

گر نباشد همه اعضای تو تسلیم خدا

روزه ات صرفه ی نان است، خدا می داند

بار عام و، همه مهمان خداوند کریم

ماه آزادی جان است، خدا می داند

سبط اکبر که درین مه متولد گردید

رمز حُسن رمضان است، خدا می داند

زین مَهِ نیمه ی مه، ماه خدا کامل شد

عید شادیّ جهان است، خدا می داند

میزبان است خدا، در مَهِ میلاد حسن

رمز این نکته نهان است، خدا می داند

کرمش مایه ی امّید گنه کاران شد

یا حسن، ورد (حسان) است خدا می داند

زمزمه های قلب من، حبیب چایچیان

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

صراط مستقیم(ویژه ماه مبارک رمضان)

صراط مستقیم همان اعتقادات – صفات روحی (روحیات)- و اعمال (رفتار و سکنات) 14 معصوم علیهم السلام می باشد.( به این معنا که در هر موقعیتی باید دید که آن حضرات در این شرایط چگونه عمل می کردند و چگونه صفاتی داشتند و چگونه معتقد بوده اند، ما نیز همانگونه عمل نمائیم. بطور مثال در موارد ذیل می توان دقّت کرد:

صحبت کردن با اقشار موافق و مخالف، رفتار با همسران، ترویج مسائل قرآنی، علوم قرآن، صوت قرآن، ترویج فرهنگ نژادی، ترویج فرهنگ اسلامی، ارشاد، تنبیه، عبادت، مناجات، احترام به قرآن، خمس، رفتن به حج، جهاد، کار، فعّالیّت در خانه، ورزش، موسیقی، آوازخوانی، بالا بردن زنان در چه مسائلی، مشاغل مفید، هنرهای گوناگون، فلسفه، جنگ با چه کسانی، همبستگی با چه کسانی، دوستی با چه کسانی، معاهده با چه کسانی، بی تفاوت به چه کسانی، غضب و نفرت از چه کسانی، و...

برای آشنایی بیشتر با صفات حسنه و صفات رذیله (روحیات) می توانید به فرمایش امام صادق علیه السلام در این باب که در سررسید نورعلی نور و نور ولایت آمده است مراجعه فرمائید تا با 70 صفت حسنه و 70 صفت رذیله آشنا شوید و خود را محک بزنید.

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

طرح چند سوال

آیا واقعاً امام زمان علیه السلام را می خواهیم؟

ما به اندازه ی یک آب خوردن هم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نمی خواهیم، اگر می خواستیم (به مانند تشنه ای که محتاج یک لیوان آب گواراست) او را می خواستیم و دعا می کردیم و فرج ایشان می رسید.

به قول شاعر: خاک بر فرق سر و افکار ما

کجا می رویم؟ چه می خواهیم؟ آنچه خدا برای ما خواسته می خواهیم؟ یا آنچه را که فقط نفسمان می خواهد(از ثروت و مقام و زر و زیورهای دنیای)؟

مگر ما 70 سال فقط می خواهیم زندگی کنیم؟

به خدا قسم ما همیشگی هستیم و فقط جسم (بدن) خاکی را از ما می گیرند و بدن دیگری به ما می دهند و در بهشت و یا خدای ناکرده در جهنّم (همیشگی خواهیم بود) و طبق روایت «مرگ مانند عوض کردن لباس است» انسانهای عاقل چون دیدشان باز است، برای زندگی ابد برنامه ریزی می کنند و افراد کوته فکر فقط ثروتها و مقامهای دنیایی را می بینند و از دیدن حقایق کور هستند. و دست به هر کاری – که موافق خواست خدای متعال نیست- می زنند. و دین را پر از ظلم و جور و فسق و فساد و جنایات می کنند و هم دنیای خود را و هم دنیای دیگران را تباه می کنند.

باید دید را باز کرد و برای رشد روح خود و روح دیگران تدبیر کرد.

و بهترین تدبیر خواستن زبانی و قلبی فرج منجی عالم بشریّت حضرت بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه و عمل کردن در راستای آن است.

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

بیاناتی از مرحوم آقای سیّد علی آقا قاضی رحمة الله علیه:

وسواس در عبادات ممنوع!

مرحوم آقای سیّد هاشم رضوی هندی از تلامذه مرحوم آقای سیّد علی آقا قاضی، می فرمود: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلاً آقا از دستش بگیرد و راهنمایی اشت نماید.

مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: به این آقا بگوئید که نماز را رد اوّل وقت بخواند. بعد معلوم شد کهآن آقا وسواس در عبادات داشته ونماز راتا آخر وقت به تأخیر می انداخت.

شور و حال سالک

آیة الله سعادت پرور می فرمود:

« از مرحوم آقای قاضی پرسیدند: این چگونه است که سالک هرچه پیش می رود دوست دارد آثار و نتایج اعمالش را از مکاشفات و واردات قلبیّه ببیند و آیا این در نیّت و انگیزه و اخملاص سلاک اثر سویی نمی گذارد؟»

مرحوم آقای قاضی در جواب فرموده بود: « خداوند متعال به خاطر اینکه ما از سیر و سلوک منقطع نشویم و همیشه شور و حال انجام اعمال و افعال را داشته باشیم، ما را در این باره «طمّاع» آفریده است». مرحوم علّامه طباطبائی در تبیین نظر اسادشان می فرمود: « چون این طمع و حرص درباره خودش می باشد اشکال و ایرادی ندارد».

اوّل ما خلق

مرحوم آقای قاضی می فرمود: اگر کسی این حدیث کریمه ی «اوّل ما خُلق روحی» را تفسیر انفسی نماید، او را در نزد ما تحفه ای سماوی است!

اسوه ی عارفان ( گفته ها و ناگفته ها درباره مرحوم علّامه سیّد علی آقا قاضی)، صادق حسن زاده، محمود طیّار مراغی

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

کلام نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

آیات روزه در سوره مبارکه ی بقره آیات 187-183 می باشد:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(183)

أَیَّاماً مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(184)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(185)

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ(186)

حِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُون(187)

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

لطایف نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

اهمیت کمک به مستضعفین

این حقیر ، عبد فانی و چاکر آستان مقدس اهل بیت عصمت و طهارت    – علیهم السلام – محمد علی برهانی افوسی فریدنی در خرداد ، سال 1358 شمسی ، که مصادف با دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی بود به اتفاق چهار نفر از آقایان اهل علم فریدنی مقیم قم ، به منظور آمارگیری و نام نویسی طبقۀ محروم و مستضعف منطقۀ پشتکوه بختیاری فریدن از طرف کمیته امداد از شهرستان داران فریدن اعزام و چند روز در آن حومه ، مشغول به انجام وظیفه شدیم ، که جداً وضع مردم آن سامان از هر جهت رقت بار و به همه چیز محتاج بودند و تنها به همت جهاد سازندگی با زحمات زیاد ، راه سازی را تا نزدیک دهکدۀ پاگون که حدود یک صد کیلومتری داران است ، ادامه داده بودند .

به هر حال آمارگیری کردیم و بنا شد برگردیم . مقداری راه آمدیم ، ماشینی که کمیته امداد در اختیار ما قرار داده بود ، نقص فنی پیدا کرد و احتیاج به قطعاتی پیدا کرد و این مسأله مستلزم رفتن به شهرستان داران بود .

خلاصه سرگردان و ناراحت در کنار راه منتظر وسیله ماندیم ، راننده خیلی ناراحت بود و می گفت : اگر ماشینی رسید که یک نفر جا داشت اجازه بدهید من بروم ، تا بلکه قطعات مورد حاجت را تهیه و زودتر بیاورم . شما هم اگر وسیله رسید بعد از من بیایید و الا ده به ده پیاده به طرف بوئین یا داران بیایید . حدود سه ساعت از روز گذشته بود و تقریباً ساعت ده صبح بود ، ماشینی که پر از سرنشین و ماشین جهاد سازندگی بود ، رسید . رانندۀ ما سوار شد ، رفقای من هم به فکر افتادند و با اینکه جا نبود و مسافرین در مضیقه و ناراحتی بودند به زور سوار شدند و از من عذرخواهی کردند . تنها من ماندم آن هم در بیابان مخوف و آن زمان که ابتدای انقلاب بود و با فرار " بختیار " و هجوم به انبارهای اسلحه ، بعضی اشرار نیز اسلحه داشتند و بعضی از لرهای آن حومه تفنگدار و به ما بدبین بودند .

ساعت نزدیک به یازده صبح یا بیشتر بود که تنها راه می رفتم ، دیدم   چاره ای جز توسل به مولایم صاحب الزمان (عج) نیست . به آن حضرت متوسل شدم و گفتم : "یا اباصالح المهدی ادرکنی ". و این اشعار را خواندم :

خانه ات را حلقه بر در می زنم                      گرد بام  خانه ات پر می زنم

آن قدر در می زنم این خانه را                      تا ببینم روی صاحب خانه را

تا به عشق خود اسیرم کرده ای                      ازعلائق جمله سیرم کرده

من به غیر از تو ندارم هیچکس                      مهدی زهرا به فریادم برس

به حالت گریه و استغاثه بودم که ناگهان دیدم شخصی با لباس اشخاص عادی ، به قیافۀ یکی از سادات محترمی که او را در مدرسۀ فیضیه     می شناختم ، مقابلم بین راه ایستاده ،‌ خوشحال شدم و سلام کردم احوالپرسی نمودم و گفتم : شما کجا و اینجا کجا ؟

فرمود : ما هم اینجا رفت و آمد می کنیم ، شما هم خیلی مأجورید ، چون خدمت محرومین می کنید و این روش جدم حضرت علی – علیه السلام – است ، تا می توانید در حد تمکن به این طبقه خدمت کنید و دست از این کار بر ندارید که کار خوبی است .

خواستم از او استمداد بطلبم با خود گفتم : از دست او چه کار می آید ؟ او هم مثل من غریب است . ولی ناگاه رو به من کرد ه و فرمود : بزودی وسیله برای شما می رسد ناراحت مباش .

باز فکر کردم که این سید از کجا می داند وسیله برایم می رسد ، صدایی به گوشم رسید که : این آقا حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) است .  آن آقا از نظرم غایب شد و همان وقت ماشینی رسید که مهندس محترمی در آن تنها بود ، گویا ماشین را تازه خریده بود ، بدون گفتن نگاه داشت و مرا سوار کرد و به مقصد رساند.

 

                                        کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج) جلد دوم ص 113

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸

مطالب جالب اخلاقی(ویژه ماه مبارک رمضان)

قرآن برای زندگی زنده هاست نه مجالس ختم اموات

اکنون باید بیدار شد، همان طور که خدای تعالی به وسیله ی شخص بی سواد روستایی این بیدار باش را به ما عنایت نموده است (کربلایی کاظم که به اذن خدای متعال توانسته بود قرآن را یک دفعه حفظ کند)، اکنون باید حرکتی کرد و به قرآن این گنجینه ی معارف و حکمتها، انی گنج ناتمام و این سرمایه ی علمی نامحدود اهمیّت بیشتری بدهیم و تحقیق در موضوعات مختلف علمی، اعتقادی، اخلاقی و به طور کلّی دنیایی و آخرتی را با جدیّت تمام پیگیری کنیم و این تحقیقات را از اصول درسی حوزویان و دانشگاهیان قرار دهیم. دیگر باید این حقیقت را بفهمیم که درس قآن درحوزه و دانشگاه و سایر مدارس فقط قرائت و تجوید و حفظ نیست، بلکه برداشت عمیق و کاربردی از سایر مفاهیم قرآنی است. باید به سوی مهجوریت زدایی از چهره ی قرآن مجید حرکت کنیم و تنها به صوت و لحن آن اکتفا ننماییم. چرا که قرآن که کتب زندگانی است باید در مجالس ختم خوانده شود؟ درست است که قران برای اموات نیز مفید است امّا اصل و اساس قرآن برای زندگی ما و بلکه آب حیات روح ماست. با این حال چرا برخی قرآن را برای گرم کردن مجلس و امثال آن قرائت می کنند و یا فقط از آن برای تبرّک در تاقچه ی منزل یا جلوی اتومبیل خود استفاده می کنند؟ قرآنی که جنسش جان است، قرنی که روح حیات است و حیات بخش آدمیان، قرآنی که مرده را زنده می کند و کلام حیّ لا یموت است چرا باید فقط در مالس امئات و مراسم ختم و دفتن مردپان استفاده شود؟ چرا باید قرآن این چنین مهجور واقع شود که تا صدای قاری قرآن به پوش بیاید از یکدیگر بپرسیم چه کسی مرده است که قرآن می خوانند؟! آیا این بزرگترین توهین و جسارت به قؤآن نیست؟! برخی قرآن می خوانند و گدایی می کنند، یکی نست به این افراد بگویند خجالت نمی کشید کتاب خدا را وسیله ی گدایی خود قرار داده اید، اگر فقیر هم هستی از قرآن سوء استفاده نکن!

قرآن خیلی مظلوم شده است به طوری که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در یکی از مناجاتهای خود خطاب به پرودردگار خویش عرض می کند: «خدایا! این کتاب تو قرآن است که در فراق من گریان شده است پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و به قرآنت رحم کن و فرج مرا برسان»، قرآن مظلوم است چون آن مفسّر حقیقی و آن معلّم واقعی اش که حضرت بقیّة الله علیه السلام است در پرده ی غیبت قرار گرفته است، او باید بیاید و حقیقت قرآن را به جهانیان بفهماند و تمام مشکلات مادّی و معنوی مردم را باعلم قرآن برطرف نماید، او باید بیاید و قرآن را متاب رسمی تمام دانشگاهها و مدارس سراسر دنیا قرار دهد و به وسیله ی آن تمام دنیا را به نور علم الهی روشن نماید، پس فراق آن معلّم حقیقی قرآن است که آن را گریان کرده و مهجور و مظلوم قرار داده است. ما باید توبه کنیم و قرن را بهتر بشناسیم، از طرفی با تمسّک به قرن دلهای خود را جلا داده و به سوی کمالات انسانی حرکت کنیم و از طرفی با دعا و زمینه سازی برای ظهور معلّم حقیقی قبرآن، هرچه سریع تر به این مهجوریت پایان دهیم و تمام کره ی زمین را به نور قرآن و اهل بیت علیه السلام روشن نماییم.

ما اگر پیرو قرآنیم باید این حقیقت را دریابیم و به سوی آن حرکت نماییم...

امام زمان علیه السلام و کربلایی کاظم (قدگاه صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ابوالفضل سبزی و حجت سبزی

 

  
نویسنده : علیرضا رضا زاده ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸